اسلام و علم؛ سازگار يا ناسازگار 2
اسلام و علم؛ سازگار يا ناسازگار
خداوند آنگاه که بشر را همانند دیگر موجودات خلق کرد ، ویژگی متمایزی که در وجودش به ودیعت گذاشت قابلیت یادگیری و رو به رشد او بود . میلیونها سال 1 او را پا به پا برد تا به مرحله ای از بلوغ رسید که می توانست امانت الهی 2 را بدوش کشیده و حامل اسمائ 3او شده و در مسیری بس با عظمت و شکوه و آن هم تعقل و منطق قرار گیرد . او را برگزید 4 و در طی چند هزار سال با بعثتهای مدام و ارسال رسل ، گام به گام به پیش برد تا همپای وحی الهی ، مراحل بلوغ عقلی خود را نیز طی کند .
آنگاه که این انسان به مرحله ای از بلوغ رسید که می توانست با تفکر و تدبر و تعقل ، ناشناخته ها و مجهولاتی را که خداوند در جای جای وجود او و این جهان هستی 5 قرار داد ه بود را در نوردد ، زیر بناهای لازم را همانند یک قانون اساسی به نام قرآن کریم به او هدیه کرد و برای همیشه ارسال نبی را خاتمه داد6.
او می دانست که این انسان جانش آمیخته با عشق الهی 7 است و عقل متخلقانه اش ، در کشف و خلق ، راه او را خواهد پیمود 8. چنان به او عشق می ورزید که جانشین خود در زمین اش قرار داد 9.
او را برای رشد در مسیر کمال ، با هزاران بی نهایت مجهول و ناشناخته های پیچیده مواجه کرد و در جای جای این کره خاکی پراکند تا برای رسیدن ها و پیشرفت ، یک آن از جستجو باز نایستد 10 .
حال این انسان در مسیر کمال ( چه درونی و چه بیرونی ) ، نه به کسی بند است و نه در جایی محدود . شاید لحظه هایی باشد که راه به اشتباه رفته باشد ولی خصلت تجربت اندوزی او مسیر مطمئن تر و مصمم تری را پیش رویش خواهد گشود .
و آنگاه که در این مسیر ، ناشناخته جدیدی را کشف می کند و ناشناخته های دیگری را هدف جستجوی بعدی خود قرار می دهد ، چیزی جز خدای بزرگ نمی بیند و کسی جز او را به خشوع روا نمی دارد 11 .
از آنجا که خداوند ، ذات مقدسه ای با صفات علام و حکیم می باشد ، یک آن بشر مخلوق و جانشین خود را از سفارش به تعلم رها نکرد ، همانگونه که ارسال رسولان را برای جهش انسان در مسیر رو به رشد علم و کمال انجام داد و در تعالیمش آنچه که سفارش کرده 12 و یا فریضه 13قرار داده چیزی جز تعلیم و تعلم نیست .
اما آیا خاستگاه این علم کجاست ؟ آیا انسان ویژه ای با طرز تلقی خاصی از جهان بینی ، پرچمدار این علم می باشد ؟
با نگاهی مختصر به احادیث پیشوایان بزرگ به جوابی غیر این می رسیم و آن این که " نه علم در انحصار قشری خاص است و نه مکشوفات قومی ، مرجح بر یافتهای دیگری است " . " خداوند در ذره ذره این عالم تجلی کرده و به هر کجا که بنگریم آیتی ازاوست 14 و به هر جهت که رو کنیم همانا او بوده وهست 15 و هر کس آنچه یابد بخش کوچکی است از آنچه خداوند بر او افاضه فیض کرده است16 .
در اینجا به نظر علامه شهید مطهری نگاه مجددی می کنیم تا بیابیم که" علم را همگان دارند و همگان هم در هر جای این عالم پراکنده اند با هر دین و مسلک و اعتقاد " .
فریضه علم 17
حضرت رسول اکرم ص فرمود " اطلبواالعلم و لو بالصین18 " . یعنی علم را جستجو و تحصیل کنید و بدست آورید و لو در چین ، و لو اینکه مستلزم این باشد که به دورترین نقاط جهان مانند چین سفر کنید ...
این حدیث می گوید تحصیل علم ، جا و مکان معین ندارد ، همان طوری که وقت و زمان معین هم ندارد ...
در انجام فریضه علم هیچ نقطه معین در نظر گرفته نشده ، هر جا که علم هست آنجا جای تحصیل و بدست آوردن است ، می خواهد مکه باشد یا مدینه ، مصر باشد یا شام یا عراق ، یا دورترین نقاط جهان ، می خواهد درمشرق باشد یا مغرب .
یک سلسله احادیث داریم در باب فضل مهاجرت و مسافرت برای علم به نقاط دوردست ، و حتی آیه کریمه " ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله19" به مهاجرت در طلب علم تفسیر شده است . در یکی از احادیث معتبره ما وارد شده " لو علمتم ما فی طلب العلم لطلبتموه و لو بسفک المهج و خوض اللجج20" . یعنی اگر می دانستید در نتیجه طلب علم به چه سعادتهایی می رسید ، بدنبال آن می رفتید و لو به اینکه خون شما در این راه ریخته شود و یا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شوید و اقیانوسها بپیمائید .
حدیث دیگری از حضرت رسول ص روایت شده به این عبارت " الحکمه ضاله المومن یاخذها اینما وجدها ، یا به این تعبیر " کلمه الحکمه ضاله المومن فحیث وجدها فهو احق بها21" یعنی حکمت گمشده مومن است ، و هر کس که چیزی گم کرده آن را در هر نقطه که پیدا کند معطل نمی شود و برمی دارد . " حکمت " یعنی سخن و مطلب محکم و متقن و منطقی و درست ، یعنی دریافت حقیقت . هر قانون و قاعده ای که با حقیقت وفق دهد و ساخته وهم و تخیلات نباشد " حکمت " است . علی ع می فرماید " الحکمه ضاله المومن فاطلبوها و لو عند المشرک تکونوا احق بها و اهله " حکمت گمشده مومن است پس او را بجوئید و بیابید هر چند در نزد یک نفر مشرک باشد . شما که مومن هستید ، به آن علم و حکمت سزاوارترید . و هم آن حضرت فرموده " الحکمه ضاله المومن فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق22 " . و یا در احادیث ما از زبان حضرت مسیح ع نقل شده که فرمود " خذوالحق من اهل الباطل و لاتاخذوا الباطل من اهل الحق ، کونوا نقاد الکلام 23" .یعنی حق را بگیرید و بپذیرید و لو از اهل باطل ، اما باطل را هرگز نگیرید و نپذیرید و لو از اهل حق . خودتان صراف سخن و سخن شناس باشید .
به هر حال این سلسله احادیث ، قید و محدودیت را در باب علم از لحاظ صرف ارتباط ، یعنی از لحاظ کسانی که یک نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می گیرد برداشته است . 24
نتیجه :
آری آنجا که رسول اکرم ص ، علم را فریضه می کند قیدی بر آن نمی آورد که صنعت باشد یا منطق ، طب باشد یا جامعه شناسی ، مهندسی باشد یا سیاست و .... و آنجا که در کلام زیبای خود حکمت را گمشده مومن می داند که از هر کجا یافت بردارد ، دیگر نمی گوید کدام حکمت . و حکمت به طور مجرد چه قیدی دارد ؟ جز آنچه که به حوزه خداشناسی و انسان شناسی و به تعبیر دیگر نگاه مبتنی بر تعقل به جهان هستی مربوط می شود که حتی مومن دارای پشتوانه قوی علم دین و تفقه باید برای آن به جستجوی در محضرغیر بشتابد .
وقتی به آن احادیث می نگریم قید زمان هم نمی بینیم ، که در چه زمان علم و حکمت را از اهل نفاق و مشرک بگیریم و چه زمان باید درب ورود آنرا از دیگر ممالک و یا دیگر اندیشمندان غیر خودی ببندیم . آن حضرت نه زمان خود را مستثنی می کند و نه آینده ای را که مدعیان پیشوایی اندیشه درست دینی ، پا به عرصه ظهور می گذارند .
تنها آنچه که در زبان حضرت رسول ص و پیشوایان بزرگ ع درد آلود است ، آنجاست که می گوید: " شما که مدعی پیشداری و پیشوایی اندیشه دینی الهی هستید چرا بایستی در یافته ها ی درست و عمل صحیح از آنها که خودی نمی پندارید و برچسب الحاد و بی دینی می زنید ، عقب افتاده تر باشید 25 ".؟!
و حال این مائیم و مدعیان اندیشه ،! و مظلومیت دینی که خاستگاهش وحی الهی بوده و متعلق به هیچ قوم و منطقه ای نیست .!
زیر نویسها :
1 – هل اتی علی الا نسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا . سوره انسان ( دهر ) – آیه 1
2- انا عرضنا الامانه علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملها واشفقن منها و حملها الانسان . سوره احزاب – آیه 72
3- علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31
4- ان الله اصطفی ادم و نوحا و... علی العالمین . سوره ال عمران – آیه 33
5- سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم .. سوره فصلت – آیه 53
6- الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی . سوره مائده – آیه 3
7- نفخت فیه من روحی . سوره حجر – آیه 29
8- فاقم وجهک للدین حنیفافطرت الله التی فطر الناس علیها . سوره روم – آیه 30
9- انی جاعل فی الارض خلیفه . سوره بقره – آیه 30
10 - انا خلقناکم من ذکر و انثي و جلعناکم شعوبا و قبايل لتعارفوا، ان اکرمکم عندالله اتقاکم . سوره انسان – آیه 32
11 - اِنَّما يَخْشَي الله مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ . سورهي فاطر- آيه 28
12 – اطلبوالعلم من المهد الی اللحد . پیامبرص
13 – طلب العلم فریضه علی کل مسلم ومسلمه . پیامبر ص
14 – و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ... سوره روم – آیه 22
15 – فاینما تولوا فثم وجه الله . سوره بقره – آیه 115
16 – ما اوتیتم من العلم الا قلیلا . سوره اسرا – آیه 85
17 – گفتار پنجم – کتاب ده گفتار استاد شهید مطهری
18 – بحارالانوار ج 1 – ص 180
19 – سوره نسا – آیه 100
20 – بحارالانوار ج 2 – ص 177
21 – همان ج 2 – ص 99
22 – نهج البلاغه – حکمت 80
23 – بحارالانوار ج 2 – ص 96
24 – ص 159 تا 162 کتاب ده گفتار
25 - اللّه اللّه فی القرآن لایسبقکم بالعمل به غیرکم؛ نهج البلاغه، نامه 47
ضمن تشكر از مطلب وزينتان مطلب زير را كه قبلا در بلاگ خودم نوشته ام جهت تكميل مي نويسم.
آیا خاستگاه علم و اندیشه در انحصار کسی است ؟
محمد صالحی – 12/6/88
آنگاه که این انسان به مرحله ای از بلوغ رسید که می توانست با تفکر و تدبر و تعقل ، ناشناخته ها و مجهولاتی را که خداوند در جای جای وجود او و این جهان هستی 5 قرار داد ه بود را در نوردد ، زیر بناهای لازم را همانند یک قانون اساسی به نام قرآن کریم به او هدیه کرد و برای همیشه ارسال نبی را خاتمه داد6.
او می دانست که این انسان جانش آمیخته با عشق الهی 7 است و عقل متخلقانه اش ، در کشف و خلق ، راه او را خواهد پیمود 8. چنان به او عشق می ورزید که جانشین خود در زمین اش قرار داد 9.
او را برای رشد در مسیر کمال ، با هزاران بی نهایت مجهول و ناشناخته های پیچیده مواجه کرد و در جای جای این کره خاکی پراکند تا برای رسیدن ها و پیشرفت ، یک آن از جستجو باز نایستد 10 .
حال این انسان در مسیر کمال ( چه درونی و چه بیرونی ) ، نه به کسی بند است و نه در جایی محدود . شاید لحظه هایی باشد که راه به اشتباه رفته باشد ولی خصلت تجربت اندوزی او مسیر مطمئن تر و مصمم تری را پیش رویش خواهد گشود .
و آنگاه که در این مسیر ، ناشناخته جدیدی را کشف می کند و ناشناخته های دیگری را هدف جستجوی بعدی خود قرار می دهد ، چیزی جز خدای بزرگ نمی بیند و کسی جز او را به خشوع روا نمی دارد 11 .
از آنجا که خداوند ، ذات مقدسه ای با صفات علام و حکیم می باشد ، یک آن بشر مخلوق و جانشین خود را از سفارش به تعلم رها نکرد ، همانگونه که ارسال رسولان را برای جهش انسان در مسیر رو به رشد علم و کمال انجام داد و در تعالیمش آنچه که سفارش کرده 12 و یا فریضه 13قرار داده چیزی جز تعلیم و تعلم نیست .
اما آیا خاستگاه این علم کجاست ؟ آیا انسان ویژه ای با طرز تلقی خاصی از جهان بینی ، پرچمدار این علم می باشد ؟
با نگاهی مختصر به احادیث پیشوایان بزرگ به جوابی غیر این می رسیم و آن این که " نه علم در انحصار قشری خاص است و نه مکشوفات قومی ، مرجح بر یافتهای دیگری است " . " خداوند در ذره ذره این عالم تجلی کرده و به هر کجا که بنگریم آیتی ازاوست 14 و به هر جهت که رو کنیم همانا او بوده وهست 15 و هر کس آنچه یابد بخش کوچکی است از آنچه خداوند بر او افاضه فیض کرده است16 .
در اینجا به نظر علامه شهید مطهری نگاه مجددی می کنیم تا بیابیم که" علم را همگان دارند و همگان هم در هر جای این عالم پراکنده اند با هر دین و مسلک و اعتقاد " .
فریضه علم 17
حضرت رسول اکرم ص فرمود " اطلبواالعلم و لو بالصین18 " . یعنی علم را جستجو و تحصیل کنید و بدست آورید و لو در چین ، و لو اینکه مستلزم این باشد که به دورترین نقاط جهان مانند چین سفر کنید ...
این حدیث می گوید تحصیل علم ، جا و مکان معین ندارد ، همان طوری که وقت و زمان معین هم ندارد ...
در انجام فریضه علم هیچ نقطه معین در نظر گرفته نشده ، هر جا که علم هست آنجا جای تحصیل و بدست آوردن است ، می خواهد مکه باشد یا مدینه ، مصر باشد یا شام یا عراق ، یا دورترین نقاط جهان ، می خواهد درمشرق باشد یا مغرب .
یک سلسله احادیث داریم در باب فضل مهاجرت و مسافرت برای علم به نقاط دوردست ، و حتی آیه کریمه " ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله19" به مهاجرت در طلب علم تفسیر شده است . در یکی از احادیث معتبره ما وارد شده " لو علمتم ما فی طلب العلم لطلبتموه و لو بسفک المهج و خوض اللجج20" . یعنی اگر می دانستید در نتیجه طلب علم به چه سعادتهایی می رسید ، بدنبال آن می رفتید و لو به اینکه خون شما در این راه ریخته شود و یا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شوید و اقیانوسها بپیمائید .
حدیث دیگری از حضرت رسول ص روایت شده به این عبارت " الحکمه ضاله المومن یاخذها اینما وجدها ، یا به این تعبیر " کلمه الحکمه ضاله المومن فحیث وجدها فهو احق بها21" یعنی حکمت گمشده مومن است ، و هر کس که چیزی گم کرده آن را در هر نقطه که پیدا کند معطل نمی شود و برمی دارد . " حکمت " یعنی سخن و مطلب محکم و متقن و منطقی و درست ، یعنی دریافت حقیقت . هر قانون و قاعده ای که با حقیقت وفق دهد و ساخته وهم و تخیلات نباشد " حکمت " است . علی ع می فرماید " الحکمه ضاله المومن فاطلبوها و لو عند المشرک تکونوا احق بها و اهله " حکمت گمشده مومن است پس او را بجوئید و بیابید هر چند در نزد یک نفر مشرک باشد . شما که مومن هستید ، به آن علم و حکمت سزاوارترید . و هم آن حضرت فرموده " الحکمه ضاله المومن فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق22 " . و یا در احادیث ما از زبان حضرت مسیح ع نقل شده که فرمود " خذوالحق من اهل الباطل و لاتاخذوا الباطل من اهل الحق ، کونوا نقاد الکلام 23" .یعنی حق را بگیرید و بپذیرید و لو از اهل باطل ، اما باطل را هرگز نگیرید و نپذیرید و لو از اهل حق . خودتان صراف سخن و سخن شناس باشید .
به هر حال این سلسله احادیث ، قید و محدودیت را در باب علم از لحاظ صرف ارتباط ، یعنی از لحاظ کسانی که یک نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می گیرد برداشته است . 24
نتیجه :
آری آنجا که رسول اکرم ص ، علم را فریضه می کند قیدی بر آن نمی آورد که صنعت باشد یا منطق ، طب باشد یا جامعه شناسی ، مهندسی باشد یا سیاست و .... و آنجا که در کلام زیبای خود حکمت را گمشده مومن می داند که از هر کجا یافت بردارد ، دیگر نمی گوید کدام حکمت . و حکمت به طور مجرد چه قیدی دارد ؟ جز آنچه که به حوزه خداشناسی و انسان شناسی و به تعبیر دیگر نگاه مبتنی بر تعقل به جهان هستی مربوط می شود که حتی مومن دارای پشتوانه قوی علم دین و تفقه باید برای آن به جستجوی در محضرغیر بشتابد .
وقتی به آن احادیث می نگریم قید زمان هم نمی بینیم ، که در چه زمان علم و حکمت را از اهل نفاق و مشرک بگیریم و چه زمان باید درب ورود آنرا از دیگر ممالک و یا دیگر اندیشمندان غیر خودی ببندیم . آن حضرت نه زمان خود را مستثنی می کند و نه آینده ای را که مدعیان پیشوایی اندیشه درست دینی ، پا به عرصه ظهور می گذارند .
تنها آنچه که در زبان حضرت رسول ص و پیشوایان بزرگ ع درد آلود است ، آنجاست که می گوید: " شما که مدعی پیشداری و پیشوایی اندیشه دینی الهی هستید چرا بایستی در یافته ها ی درست و عمل صحیح از آنها که خودی نمی پندارید و برچسب الحاد و بی دینی می زنید ، عقب افتاده تر باشید 25 ".؟!
و حال این مائیم و مدعیان اندیشه ،! و مظلومیت دینی که خاستگاهش وحی الهی بوده و متعلق به هیچ قوم و منطقه ای نیست .!
زیر نویسها :
1 – هل اتی علی الا نسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا . سوره انسان ( دهر ) – آیه 1
2- انا عرضنا الامانه علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملها واشفقن منها و حملها الانسان . سوره احزاب – آیه 72
3- علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31
4- ان الله اصطفی ادم و نوحا و... علی العالمین . سوره ال عمران – آیه 33
5- سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم .. سوره فصلت – آیه 53
6- الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی . سوره مائده – آیه 3
7- نفخت فیه من روحی . سوره حجر – آیه 29
8- فاقم وجهک للدین حنیفافطرت الله التی فطر الناس علیها . سوره روم – آیه 30
9- انی جاعل فی الارض خلیفه . سوره بقره – آیه 30
10 - انا خلقناکم من ذکر و انثي و جلعناکم شعوبا و قبايل لتعارفوا، ان اکرمکم عندالله اتقاکم . سوره انسان – آیه 32
11 - اِنَّما يَخْشَي الله مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ . سورهي فاطر- آيه 28
12 – اطلبوالعلم من المهد الی اللحد . پیامبرص
13 – طلب العلم فریضه علی کل مسلم ومسلمه . پیامبر ص
14 – و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ... سوره روم – آیه 22
15 – فاینما تولوا فثم وجه الله . سوره بقره – آیه 115
16 – ما اوتیتم من العلم الا قلیلا . سوره اسرا – آیه 85
17 – گفتار پنجم – کتاب ده گفتار استاد شهید مطهری
18 – بحارالانوار ج 1 – ص 180
19 – سوره نسا – آیه 100
20 – بحارالانوار ج 2 – ص 177
21 – همان ج 2 – ص 99
22 – نهج البلاغه – حکمت 80
23 – بحارالانوار ج 2 – ص 96
24 – ص 159 تا 162 کتاب ده گفتار
25 - اللّه اللّه فی القرآن لایسبقکم بالعمل به غیرکم؛ نهج البلاغه، نامه 47
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۹ ق.ظ توسط یک منتظر مهدی (عج)
|