بحر طویل امام علی علیه السلام.برای آنان که عشق علی دارند
|
بحر طویل امام علی علیه السلام.برای آنان که عشق علی دارند |
بشنو اي شيعه کنون شمهاي از منقبت شير خدا، صهر پيمبر، علي آن ساقي کوثر، ولي الله غضنفر، شه اقليم ولايت، دُرّ ديهيم هدايت، مه افلاک کمال، اختر اقبال و جلال، آنکه محيط کرم و پادشه محترم و مولدش اندر حرم و سيد و سالار امم باشد و فرزند ابوطالب فرخنده مناقب، اسدالله يدالله، بتول است و را همسر و سبطين رسولش دو پسر، آنکه بلافصل وصي نبي و نايب خاصش بود اول ز امامان مبين است، که با تخت و نگين است، دگر حبل متين است و در کعبه صدف، شحنة ايوان نجف، قدوة اقطاب سلف، مخزن اسرار شرف، پادشه من عرف و لوکشف و نور فروزنده و يکتاگهر از جوهر ارزنده که از يمن نفس مردة پوسيده کند زنده و از فيض نظر غيرت خورشيد و سها را
***
هست منقول که آن زوج بتول و وصي خاص رسول و شه اورنگ قبول، آنکه نبي لحمک لحمي به حقش گفته و بس گوهر مداحي وي سفته و هم آيت تبليغ به شأنش شده نازل، به غدير خم و در بيعت او آمده مردم به يکي روز به مسجد شده بر منبر و ميگفت: سلوني که يکي سائلش از مسکن جبريل بپرسيد نظر کرد شه و ديد به سوي فلک و خيل ملک، مشرق و مغرب همه آفاق بفرمود تو خود روح اميني که درين بزم مکيني، به همان لحظه نهان شد ز نظر سائل و ياران متعجب شده گفتند بفرما که چه سرّ است، علي گفت الهي که همين شخص ز جبريل بپرسيد و مکانش نظر افکنده بديدم ملکوت همه اطباق سماوات، دگر جمله زمين و طبقات انفس و آفاق، نديدم اثرش گشت عيان آنکه خودش روح امين است، خبر دادم و او گشت ز هر ديده نهان تا که ازين معجز و هم کشف و کرامت کند آگاه شما را
***
حيدرا! صفدر لشکرشکنا! بوالحسنا! اي که ز شمشير دو سر، ملت اسلام عيان ساختي و رايت ايمان تو برافراختي و تاختي آن دُلدُل صرصر روش برق وش اندر صف هيجا و به ميدان وغا گرم پي رزم اعادي به همه کشور و وادي و شکستي تو به هر حملة مردانه بسي لشکر و بستي سد بربر، به مثل سد سکندر و در بئر علم کرده دليرانه مصافي که شدت ديو مسخر، زد و انگشت ز جا کنده در خيبر و پل ساخته بر معبر و بس شيردلان را ز شجاعان عرب طعمة شمشير نمودي و در افکنده ز مرکب، ز غضب حارث و مرحب، شده مقتول حسام تو هشام و پس از آن جبله و هم عمر و دگر عنتر و پس عمرک بن عبدود کافر و زان ضرب ثواب ثقلين است تو را هم احد و بدر و حنين است تو را فتح حرم، کسر صنم، سيف و علم، حسن شيم، جود و کرم، لوح و قلم، جمله تو را هست مسلم، تويي آن کس که به جان کرد مواسات رسول دو سرا را
***
هست منقول که آن زوج بتول و وصي خاص رسول و شه اورنگ قبول، آنکه نبي لحمک لحمي به حقش گفته و بس گوهر مداحي وي سفته و هم آيت تبليغ به شأنش شده نازل، به غدير خم و در بيعت او آمده مردم به يکي روز به مسجد شده بر منبر و ميگفت: سلوني که يکي سائلش از مسکن جبريل بپرسيد نظر کرد شه و ديد به سوي فلک و خيل ملک، مشرق و مغرب همه آفاق بفرمود تو خود روح اميني که درين بزم مکيني، به همان لحظه نهان شد ز نظر سائل و ياران متعجب شده گفتند بفرما که چه سرّ است، علي گفت الهي که همين شخص ز جبريل بپرسيد و مکانش نظر افکنده بديدم ملکوت همه اطباق سماوات، دگر جمله زمين و طبقات انفس و آفاق، نديدم اثرش گشت عيان آنکه خودش روح امين است، خبر دادم و او گشت ز هر ديده نهان تا که ازين معجز و هم کشف و کرامت کند آگاه شما را
***
حيدرا! صفدر لشکرشکنا! بوالحسنا! اي که ز شمشير دو سر، ملت اسلام عيان ساختي و رايت ايمان تو برافراختي و تاختي آن دُلدُل صرصر روش برق وش اندر صف هيجا و به ميدان وغا گرم پي رزم اعادي به همه کشور و وادي و شکستي تو به هر حملة مردانه بسي لشکر و بستي سد بربر، به مثل سد سکندر و در بئر علم کرده دليرانه مصافي که شدت ديو مسخر، زد و انگشت ز جا کنده در خيبر و پل ساخته بر معبر و بس شيردلان را ز شجاعان عرب طعمة شمشير نمودي و در افکنده ز مرکب، ز غضب حارث و مرحب، شده مقتول حسام تو هشام و پس از آن جبله و هم عمر و دگر عنتر و پس عمرک بن عبدود کافر و زان ضرب ثواب ثقلين است تو را هم احد و بدر و حنين است تو را فتح حرم، کسر صنم، سيف و علم، حسن شيم، جود و کرم، لوح و قلم، جمله تو را هست مسلم، تويي آن کس که به جان کرد مواسات رسول دو سرا را
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۲ ب.ظ توسط یک منتظر مهدی (عج)
|